|
تاريخچه کف بينی
کف بينی تاريخچه ای قديمی دارد و
زادگاه آن شرق باستان است و
بعدها با رونق گرفتن داد و ستد و بازرگانی احتمالاً
از طريق يونان به کشورهای غربی راه يافت. اما با ظهور و گسترش
دين مسيحيت با آن مخالفتهای شد و چون آن را نوعی جادوگری می
دانستند ممنوع اعلام شد وهر کس را که به کف بينی می پرداخت
مورد ضرب و
شتم و شکنجه قرار می دادند و به زندان می انداختند.
در نتيجه از
آن
به بعد کف بينی توسط کوليها به حيات خود ادامه داد زيرا آنها
در يک جا ساکن نبودند و امکان دستگری شان کمتر بود .
شکل و خطوط کف دست هرکس همانند اثر انگشت او منحصر به فرد است و هيچ دو
انسانی را نمی توان يافت که خطوط کف دست آنها کاملا مشابه
باشد. کف بينان معتقدند که کف دست هر کس اطلاعات بسيار زيادی
را راجع به شخصيت ، منش ، خصوصيات رفتاری ، مدت عمر
و حوادث و وقايعی را که در زندگی فرد رخ می دهد بيان می کند.
بر کف دست هر کس سه خط اصلی وجود دارد که خط زندگی ، خط قلب و
خط سر ناميده می شوند. چون اين سه خط کاملا مشخص و
آشکار هستند احتمال هيچ گونه اشتباهی در شناسايی آنها وجود
ندارد و در نتيجه نمام کف بينان در مورد اطلاعاتی که اين سه
خط به ما می دهند نظرات تقريبا مشابهی دارند.
بالا
تپه هاي دست
كف بينان
قديمي يونان كف دست را به نواحي مخبلفي تقسيم كرده اند و هر
كدام را با نام يكي از سيارات نامگذاري كرده اند و آنها را
داراي معاني خاصي مي دانند و كيفيات و ويژگي هاي مختلفي را به
آنها نسبت داده اند .

از جمله
تپه خورشيد را مسئول موفقيت و ثمر بخشي ، سياره
تير را مسئول علم و دانش و عقل و خرد و
تجارت ، سياره مريخ را مسئول شجاعت و جنگندگي و
انرژي حيات ، سياره ناهيد را مسئول شور و هيجان و
عاطفه ، سياره مشتري را مسئول جاه طلبي و قدرت ، سياره كيوان
را مسئول حس كنجكاوي و دور انديشي و افسردگي ، و كره ماه را
مسئول احساسات رمانتيك و تخيل دانسته اند .
بالا |